تبليغاتX
به همین سادگی (با یک نگاه تو ! )
همزمان با برگزاري پانزدهمين جشنواره بين المللي تئاتر کودک و نوجوان سايت رسمي اين جشنواره راه اندازي شد.
به گزارش دريافتي سايت ايران تئاتر از ستاد خبري پانزدهمين جشنواره بين المللي تئاتر کودک و نوجوان اصفهان، از اين پس تمامي اخبار، گزارش ها، جدول برنامه ها اجرايي ، کاتالوگ هاي دوره پيشين جشنواره و..... در اين سايت در دسترس علاقه مندان و اهالي مطبوعات قرار خواهد گرفت.
سايت جشنواره بين المللي تئاتر کودک و نوجوان به آدرس
www.childrentheater.ir از امروز راه اندازي شده و در ايام جشنواره به فعاليت خود ادامه خواهد داد.

پي نوشت:
جشنواره ي امسال هم تمام شد . از اول مي خواستيم همه ي کارها رو ببينيم ولي مث اينکه نمي شد. با اين وضع ترافيک تا ميومديم از اين تالار به اون تالار بريم که ديگه درهاي سالن بسته شده بود. خيلي خيلي جمعيت تماشاگران زياد بود. شايد دو برابر پارسال.
در بخش بين الملل چندين کار از کشورهاي مختلف بود. از جمله آلمان که کار خيلي خوبي ارائه داد. روسيه ُ کانادا ُ انگلستان و مالزي هم شرکت داشتند.
کارهايي هم از تهران بود. و به نظر من ميليونها لبخند (حامد زحمتکش.مهدي فرشيد سپهر) و يک بازي تازه ( جابر رمضاني) کارهاي بسيار خوبي بودند.
ساري قم و چناران بروجن و اصفهان و چناران هم کارهاي خوبي ارائه کرده بودند.

از اينها که بگذريم امسال با پارسال خيلي فرق داشت. کارها قوي بودند و جديد.
ولي متاسفانه نظم سالنها و هماهنگي هايي که انجام شده بود براي تايم بندي کارها اصلا خوب نبود.

در بخش جنبي جشنواره اجراهاي مدارس سطح استان و شهرستانهاي اطراف اصفهان بود.
و کار خانم ماندني هم که من هم از بازيگرانش بودم در اين بخش قبول شد.

پي نوشت دو:
خيلي خوب بود. خيلي چيزا ياد گرفتيم از کارهاي خوبي که ارائه شده بود.
حالا فکر مي کنم بهتر مي تونم بنويسم. انگيزه م بيشتر شد.
انشاا.. يه کار جديد هم داريم که همين روزا بازبيني ارشاد داره. و در سطح شهر براي گروه سني جوان و نوجوان اجرا مي شه.

در حال حاضر دارم متن کودک می نویسم واسه یه گروهی که قراره کار موزیکال داشته باشه. با شعرای خودم.
قراره  شروع کنيم و متفاوت هنري بشيم.
در مورد ترانه هم که ... مي نويسم هنوز و سعي مي کنم بيشتر تلاش کنم.

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم مهر 1387ساعت 19:49 توسط نگار.داستان پور |


{دوباره سال روز  ِ تولد...

یک سال پیرتر شدن

یا یک سال جوان تر شدن در دل !

سالها اهمیتی ندارند!

آن چه ارزش دارد وسعت ِ روح است ُ

صراحت ُ

آزادی ...}

مارگورت بیکل/ یغما گلرویی

پی نوشت : دوباره تولد و فکر به این مساله که چقدر بزرگ شدم...

یا اصلا نکند کوچکتر شده باشم؟

دوازده مهرماه ۶۷ حدود ساعت ۷ صبح جهان را آنگونه دیدم که بود .

و حالا فقط می خواهم بفهمم جهان چگونه باید باشد و نیست؟

یا شاید اشتباه می کنم...

پی نوشت دو : مهم نیست چقدر نوشته ام یا خوانده ام...

این مهم است که از آنچه تا کنون بوده لذت برده باشم و ببرم.

مدتیست که ترانه ننوشته ام .! آخرین ترانه را چند روز پیش بعد از حدود یک ماه نوشتم که تا حدودی

ضعیف تر از کارهای قبلی ام شد... مثلا می خواستم برای تولد یکی از دوستان ماه مهری ام بنویسم.

قشنگ نیست ولی می شود چند بیتش را تحمل کرد.: یه امشب!

بزن تیر ِ خلاص ُ راحتم کن

که بی تو زندگیم همش عذابه

تن ِ خیس ِ خیابون زیر ِ پاهام

یه امشب ُ فقط بزار بخوابه

یه امشب من ُ بشناس ُ نرنجون

نزار تو اوج ِ بیزاری بمیرم

تحملم کن ُ یه بار تو عمرت

بزار بودنت ُ جدی بگیرم!

و...

پی نوشت سه : توقعاتم هنوز سر جاشه...انگار هنوز بزرگ نشدم.

کاش دیرتر تولدم می شد. هنوزم فکر می کنم همه چیز خوابه ! کابوسه!

کاش باشه... مرسی از تبریکات دوستانه تون

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم مهر 1387ساعت 20:37 توسط نگار.داستان پور |


غرور شاعران بزرگ را باور داشتم

باور داشتم که پرنده

به تنگنای نفس گیر ِ قفس خو نمی کند.

مردمانی را باور داشتم

که نخستین داستان ِ کتاب ِ مکتبشان

حکایت چوپان ِ دروغزن بود!

آدمیانی که انگشت اشاره ی فرزندان خود را می بریدند

با آن امید که هرگز ماشه ی تپانچه ای را نچکانند.!

آری ... آری

اینهمه را باور داشتم و اینک

در این اتاق ِ انباشته از دود

می ترسم از جهانی که در آن

نفس های هر فانوسی به شماره می افتد.

شاعران با بوسیدن ِ دست ِ دژخیم به اوج می روند...

بیدارم کن

از اجبار ِ تحمل ِ این کابوس

من از غیبت صاعقه و رنگین کمان می ترسم.

(ی.گلرویی- چکامه ی چپق)

پی نوشت : این روزها ترانه کمتر می نویسم

بیشتر می خوانم...از ترانه های وطنی و بیشتر غیر وطنی!

نوشتن را همچنان ادامه می دهم اما اینبار در مسیری درست ...

 

+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 16:57 توسط نگار.داستان پور |