درگذشت هنرمند بزرگ "بیژن ترقی" را به اهالی هنر و آفرینش تسلیت عرض می کنم. روحش شاد.
(سلام.دوستان هم ترانه با عضویت در وبسایت "بنیاد ترانه" می تونن به جمع هنرمندان بپیوندند)
پاسبون دستام ُ وا کن ، تا که دستاش ُ بگیرم
بذار این لحظه ی آخر ، توی آغوشش بمیرم
واسه ما زندگی این بود ، با ترانه قد کشیدن
مث ِ زندونی ، تو واژه ، از حصار ِ تن رهیدن
پاسبون دستای خسته م ، نفسای تازه می خواد
اگه دستام ُ نگیره ، پر می گیرم ، می رم ازیاد
تو می خواستی ما نباشیم ، دل ِ آسمون بگیره
توی این شبا هدر شیم ، تا سیاهی جون بگیره
تو سکوت ِ این خیابون ، هیچ کسی مثل ِ تو بد نیس
می دونم قلب ِ تو سنگه ، معنی ِ عشق ُ بلد نیس
ولی ما یه جای قصه ، می زنیم به سیم آخر
اونجا که شازده نگام ُ ، می کنه دوباره از بَر
هیشکی غیر ِ ما نفهمید معنی ِ ناب ِ بهشت ُ
اون معما که سیاهی ، روی پلک ِ شب نوشت ُ
می دونم کلید ِ زندون ، دستای همین ترانه س
"من دوسِت دارم" همیشه ، واسه ما رمز ِ شبانه س
............................................................................۱۹/۰۱/۸۸
ترانه ی پاسبون رو دیشب نوشتم. هنوز هم ترانه هام رنگ ترانه ی خودم نیست.
دارم سعی می کنم به من نزدیک تر شوم. حالا نوشتن برایم سخت ترین کار زندگی شده.



